ابراهيم عاملي ( موثق )
404
تفسير عاملي ( فارسي )
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ » الخ . ابو الفتوح : نبيذتمر كه اخبارى نسبت به آن روايت كردهاند تفصيلش اين است كه اصحاب پيغمبر در يكى از سفرها بمنزلى فرود آمدند كه آب شور و بد بود پيغمبر فرمود چند دانهى خرما در مطهرهى آب « 1 » ريختند و خود آن حضرت بخواب رفت و برخاست و از آن آب وضو گرفت . پرسيدند : اين درست است ؟ فرمود : چرا درست نباشد كه خرمائى است پاكيزه و آبى پاك . و همين است معنى اينكه ميگويند ( پيغمبر بنبيذ تمر وضو گرفت ) چون اگرچه شراب خرما را نبيذ تمر ميگويند ولى مقصود در اين جمله كه عمل پيغمبر را نقل كرده اين است كه : نبيذ بمعنى افكنده و پرتاب شده است و نبيذتمر بمعنى آبى كه تمر و خرما در آن افكنده شده است و بطور كلَّى چند دانه خرما يا مويز را كه در آب بيندازند پاك و حلال است اگر روز تا شب و يك شب تا روز بماند بقدرى كه مزهى آن در آب پيدا باشد و بيش از اين مدّت نماند و باندازهى سختى و تندى شراب نرسد ولى اگر آثار شراب از آن نمودار شد مسكر است و حرام چه كم باشد و چه زياد . و هم ابو الفتوح از عبد اللَّه عمر روايت كرده است : پيغمبر ص چند دسته را از نظر شراب لعنت كرد : آنكه انگورش بفشارد ، آنكه دستور ساختنش را بدهد ، آنكه بمردم بنوشاند ، آنكه بنوشد ، آنكه شراب حمل و نقل كند و آنكه برايش شراب ببرند . فخر : از ابن عبّاس روايت است : در حجّة الوداع « 2 » پيغمبر ص آمد بسقاخانه « 3 » به آن جا تكيه نمود و فرمود به من آب بدهيد عبّاس عموى آن حضرت عرض كرد : از آنهائى كه در خانهى خودمان نبيذ مىكنيم بياوريم براى شما ؟ فرمود : آنچه مردم مينوشند به من بدهيد عباس كاسهاى نبيذ بدست آن حضرت داد بوئيد و صورت مبارك درهم كشيد و برگردانيد عباس عرض كرد : اى پيغمبر مشروب مردم مكّه را ناگوارشان فرمودى امر كرد كاسه را
--> ( 1 ) ظرفى بوده است براى وضو و آب خوردن و ديگر احتياجات به آب . ( 2 ) آخرين سفر حجّ پيغمبر كه پس از آن سفر خانهى خدا و بعد زندگى را بمردم سپرد . ( 3 ) يعنى آنجا كه مردم آب مىنوشيدند .